فانوس بلاگ
28 مرداد 1402
کارشناس bbc: واژه خلیج عربی را بیبیسی به وجود آورد
کارشناس bbc: واژه خلیج عربی را بیبیسی به وجود آورد کارشناس برنامه بیبیسی درباره به وجود آمدن واژه خلیج عربی توسط این شبکه گفت: بیبیسی، خلیج فارس را خلیج عربی معرفی و آنقدر تکرار کرد تا دنیا باور کند جایی به اسم خلیج عربی وجود دارد!
فارس پلاس؛ دیگر رسانهها - کارشناس برنامه بیبیسی درباره به وجود آمدن واژه خلیج عربی توسط این شبکه گفت: بیبیسی، خلیج فارس را خلیج عربی معرفی و آنقدر تکرار کرد تا دنیا باور کند جایی به اسم خلیج عربی وجود دارد!
پایان پیام/غ
ادامه مطلب
28 مرداد 1402
ناجوانمردی جهانگیری در حق نظام و مردم
ناجوانمردی جهانگیری در حق نظام و مردم حقیقتا اگر نام آقای جهانگیری را از ابتدای پاسخ سؤال خبرنگار شرق حذف کنیم؛ چه بسا مخاطب فکر کند که یکی از سران اپوزسیون خارجی و یا یک دشمن نظام چنین سخنانی را بر زبان رانده است!
فارس پلاس؛ دیگر رسانهها - مشرق نوشت: اسحاق جهانگیری، فعال چپ و معاون اول دولت سابق در بخشی از یک مصاحبه با روزنامه شرق پیرامون انتخابات امسال در جواب سؤال "به نظرتان مردم پای صندوقهای رأی برمیگردند؟ " گفته است:
"بستگی به شرایط دارد. ممکن است یک واکنش مردم این باشد که یأس و سرخوردگی به حدی رسیده باشد که فکر کنند هیچ کاری نمیشود کرد و شرکت در انتخابات بیفایده است یا تصور کنند برای تغییر وضع موجود باید در انتخابات شرکت کنند و نگذارند کشور بیش از این خسارت ببیند. اما حاکمیت بداند که باید در پیشگاه تاریخ به ملت ایران پاسخگو باشد. حتی اگر الان کسی از آنها توضیح نخواهد، بالاخره روزی ملت ایران از آنها توضیح خواهد خواست"!
*حقیقتا اگر نام آقای جهانگیری را از ابتدای پاسخ سؤال خبرنگار شرق حذف کنیم؛ چه بسا مخاطب فکر کند که یکی از سران اپوزسیون خارجی و یا یک دشمن نظام چنین سخن..
ادامه مطلب
28 مرداد 1402
سرها بریده بینی بیجرم و بی جنایت
سرها بریده بینی بیجرم و بی جنایت برادران رزمنده از او دور افتاده اند ولی زمزمه شعر خواندنش را میشنوند. صدای علی اکبر محزون است و دلنشین: «رندانِ تشنه لب را آبی نمیدهد کس، گویی ولیشناسان رفتند از این ولایت، در زلفِ چون کمندش ای دل مپیچ کانجا، سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت».
خبرگزاری فارس؛ حنان سالمی: آفتاب بیرحمانه روی گردنهای برادران رزمنده چنگ میاندازد و دانههای درشت عرقشان را میسوزانَد. پشت گردنهایشان سرخ شده و پوتینها دهن باز کردهاند. لخ لخ کنان، اسلحه را روی شانههایشان میکشند و پیشانیهای زخمیشان را با چفیه میبندند. انفجارهای دم به دقیقه، نفسشان را بریده. نه میتوانند جلو بروند و نه راهی برای عقب کشیدن دارند. و تانکها، پشت سر هم جلو میآیند تا استخوانهای سینههاشان را لگدمال کنند.
آب دهنشان را قورت میدهند و کناره جاده میایستند تا فشنگهایشان را بشمارند. گلولههای سربی، انگار توی مشتهایشان آتش گرفتهاند. کماند و بعثیها، هزار برابرشان؛ چیزی شبیه ظهر عاشورا و ایستادنِ امام حسینی در برابر لشکر شمر. لبهای خشکشان را روی هم میکشند و به چشمهای هم زل می..
ادامه مطلب