فانوس بلاگ
26 مرداد 1402
گفت و گوی اختصاصی با قهرمان شاهچراغ
گفت و گوی اختصاصی با قهرمان شاهچراغ گفت و گویمان با «فرزاد بادپا»؛ نیروی خدماتی حرم شاهچراغ که قهرمان بیبرو برگرد این روزهای مردم ایران است را از همان ثانیههای نفس گیر شروع میکنم؛ خیلیها میخواهند بدانند چه شد که اینطور قلندوار زیرخم آن جانی را گرفتید؟ نترسیدید؟ شما که اسلحه نداشتید. دست خالی بودید!
گروه زندگی؛ عطیه اکبری: تلفن بوق میخورد. آن طرف خط، همان جوانی است که از دوشنبه ۲۳ مرداد تا همین امروز، مردم ایران یک فیلم چند ثانیهای که او قهرمان بیچون و چرایش بود را بارها و بارها دیدهاند؛ وقتی در شاهچراغ مرد جوان با دست خالی به تروریست مجهز به اسلحه کلانشینکف حمله میکند و جانی از خدا بیخبر را قهرمانانه به خاک میکشد. که اگر نبود این همه ایثار، معلوم نبود حالا باید عزادار چند زائر شاهچراغ میبودیم.
مردم از وقتی شنیدند ناجی شاهچراغ، نیروی خدماتی حرم بوده، در ذهنشان بارها او را تجسم کردند. دستش را بوسیدهاند. به او افتخار کردهاند. خواستند این جوان جلوی چشمشان بود و از او میپرسیدند نترسیدی مرد؟!
لحظه دستگیر کردن تروریست مسلح درشاهچراغ آنها که هم سن و سال این جوان خد..
ادامه مطلب
26 مرداد 1402
خبر خوب| کشف دستخط منتسب به امام رضا(ع) در ساوه
خبر خوب| کشف دستخط منتسب به امام رضا(ع) در ساوه اسلام دین مهربانی است. اصلاً ما مفتخریم به اینکه پیامبرمان در توصیهای هماهنگ با فطرت انسانی و در دفاع از حقوق حیوانات، فرمودهاند «از به جان هم انداختن حیوانات بپرهیزید.».افتخار میکنیم که امام هشتممان «ضامن آهو» بودهاند.
گروه خبر خوب: چه خبری خوشتر از بازگشت آزادگان مظلوم دفاع مقدس به میهن؟ آنهایی که سالها رنج اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق را به تن خریدند، اما وطنفروشی و آرمانفروشی نکردند.26 مرداد سال 1369 بود که اولین گروه آزادگان به ایران بازگشتند و ما هر سال، این روز را که یادآور اشک شوق مادران و خانوادههای آزادگان است گرامی میداریم.
سید علیاکبر ابوترابی مدیر پروژهٔ حفظ کردن نهجالبلاغه در یک شب در اردوگاه اسرا!
وقتی اسرای ایرانی نهجالبلاغه را یکشبه از بر کردند
حجتالاسلام «سیدعلیاکبر ابوترابی» یکی از آزادگان شاخصی است که 10 سال از عمر خود را در اسارت گذرانده است. همهٔ آزادگانی که حتی چند روزی در کنار این سید روحانی بودهاند، از ایشان با شور و علاقه یاد میکنند و معتقدند بسیاری از اسرا، حفظ روحیه و کرامت ملی و دی..
ادامه مطلب
26 مرداد 1402
تمام سرمایهاش یک پیراهن بود
تمام سرمایهاش یک پیراهن بود قرار نبود، اینطور شود. خراب شدن ماشین، ناچاری و انتظار برای اینکه راننده دستی به دل و روده تاکسی زرد قدیمی اش بکشد تا شاید راه بیفتد و تو را به مقصد اصلی خودت برساند، دست به دست هم داده تا تو را به این گوشه از بزرگترین آرامستان کشور؛ بهشت زهرا(س) بکشاند. به تماشای صحنه ای که فکرش را هم نمی کردی!
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: توی بهشت زهرا(س) بوی مرگ پیچیده، چند فوتی را «لااله الاالله» گویان، تشییع می کنند. همهمه و شتاب برای تدفین اموات در قطعه های جدید، مثل تازیانه یک دسته موی لَخت و بلند، محکم می خورد به وجودت؛ تند و تیز درست مثل آفتاب پیش از صلاة ظهر یک روز تابستانی که مغزت را داغ کرده.
به خودت باشد، هرچه زودتر می روی تا این شتاب گرما و ماتم را کمتر ببینی اما هزار بار پشت سر هم استارت زدن همه افاقه نمی کند و ماشین گویا عمد دارد برای روشن نشدن. همه چیز دست به دست هم داده انگار تا شاهد یک ماجرای جالب باشی...
بیایید برویم ای پاهای من!
قطعه جدید بهشت زهرا(س) نسبتاً شلوغ است. طاقت تماشای همهمه، اشک و آه چند خانواده که تازه عزیزشان را از دست داده اند و غصه ه..
ادامه مطلب