فانوس بلاگ
30 خرداد 1402
اختلاس در کف خیابان!
اختلاس در کف خیابان! در کنار لزوم توجه به مسأله فرهنگی و افزایش سطح آموزش به روز و جذاب در انتقال مفاهیم ارزشی، باید با مصادیق ترویج بیحیایی و بیعفتی و «اختلاسگران کف خیابان» برخورد مناسب و بازدارنده صورت گیرد.
فارسپلاس؛ عباس شمسعلی در یادداشتی نوشت: عدهای تحت تأثیر برخی القائات یا با هدف تحتالشعاع قرار دادن موضوع، تا صحبت از لزوم برخورد با بیحجابی و مقابله با ولنگاری در حوزه پوشش میشود با قیافهای حق به جانب میگویند: «ای بابا؛ به جای این کارها، اول با دزدی و اختلاس برخورد کنید». به این واکنش از چند منظر میتوان پاسخ داد؛ نخست اینکه آنچه در سالهای اخیر همه به چشم دیدهاند عزم جدی در تشکیل محاکم مبارزه با فساد اقتصادی و حتی تشکیل شعب ویژه در این خصوص بوده است و بارها شاهد شناسایی، تشکیل پرونده، برپایی دادگاههای علنی و در نهایت صدور احکام مختلف قضایی در برخورد با مفسدان و فرصتطلبان پروندههای کلان اقتصادی بودهایم.
در این خصوص میتوان به موارد متعدد پروندههای رانتخواری با ارزهای 4200 تومانی در دوره گذشته، یا محکومیت به زندانهای بلندمدت و جریمههای سنگین برای افرادی حتی ..
ادامه مطلب
30 خرداد 1402
غواصی که در قبر خندید!
غواصی که در قبر خندید! اولش نمیدانستم چه اتفاقی افتاده. فشار جمعیت زیاد شده بود. کشان کشان جلو رفتم و بالای لحد نشستم. سر محمدرضایم را به سختی چرخاندند. آنقدر قشنگ خندیده بود که هیچوقت از یادم نمیرود.
خبرگزاری فارس؛ حنان سالمی: اولین بار که به خانهشان رفتم سال دوم دبیرستان بود. معلم پرورشیمان درِ کلاسمان را زد و گفت: «به بچهها بگو فردا رضایتنامه بیارن، میخوایم بریم یه جای خوب!» برای آن موقعِ ما که پر از شر بودیم و شور، جای خوب میتوانست شهربازی، سینما، یک اردوی شهری و یا هر جایی غیر از آن خانه باشد اما گاهی اوقات، رزق، زیارت یک خانه است که هنوز عطر مردانگی از سرش نیفتاده و ما از نشانی آن بیخبریم.
هر چقدر آن روز را مرور میکنم اسم کوچهشان را خاطرم نیست اما دقیقا یادم میآید که دیوارهای خانههایش آجری و درهایش آبی آسمانی بود و سایهی درختهای کُنار، سخاوتمندانه از حیاطها توی کوچه میپاشید. ما از مینیبوس درب و داغانی که مدرسه برای رساندنمان کرایه گرفته بود، پیاده شدیم و پشت یک در کوچک که دو نفر آدم، به زور با هم از آن رد میشدند ایستادیم. دخترها شانه به شانهی هم میزدند...
ادامه مطلب
30 خرداد 1402
چرخه خود حال گیری را چطور متوقف کنیم!
چرخه خود حال گیری را چطور متوقف کنیم! شاید برایتان پیش آمده باشد زمانهایی که نه کسی با شما کاری دارد و نه چیزی باعث ناراحتیتان شده، اما حالتان گرفته است و دوست دارید زمین و زمان در آن لحظه با شما کاری نداشته باشند. اما این چه حالی است و در چه مواقعی رخ میدهد؟
گروه زندگی : تا به حال برایتان پیش آمده که بی هیچ علت و دلیل مشخصی حس و حال غم و اندوه داشته باشید، یک طوری که حوصله دیدن هیچ کسی را نداشته باشید و تنها تمایل داشته باشید یک گوشهای بنشینید یا حتی بی اختیار اشک بریزید، اما در همان شرایط اگر کسی از شما بپرسد که مشکلتان چیست، خودتان هم آن را نمیدانید و حس میکنید یک چیزی از یک جایی دور شما را اذیت میکند یا اینکه اصلا هیچ چیز و هیچ کس در ضمیرتان شما را اذیت نمیکند، تنها بیدلیل تمایل به غمگین بودن یا تنهایی دارید.
برخی شاید تصور کنند که این حالتها به افسردگی مرتبط هستند، هر چند شاید بی ربط نباشند اما همیشه هم اینطور نیستند چرا که این حالتهای غمگین کننده گاه به گاه و بی علت برای هر فردی در زندگیاش زیاد رخ میدهد و علل مختلفی هم ممکن است داشته باشد هر چند که فرد در آن لحظه..
ادامه مطلب