فانوس بلاگ
13 خرداد 1402
فارس من| این جنایت آلمان با عذرخواهی پاک نمیشود+تصاویر
فارس من| این جنایت آلمان با عذرخواهی پاک نمیشود+تصاویر قرار بود بعد از جنگ جهانی اول هیچ شهری بمباران شیمیایی نشود، اما آلمان به همراه 11 کشور دیگر صدام را با مجهز کردن به سلاحهای هستهای یاری کردند تا تراژدی غم و مرگ را در «سردشت» بنوازد.
گروه زندگی ـ آزاده لرستانی: چند سال از آغاز جنگ میگذرد، مردم سردشت دیگر به صدای هواپیماهای ایرانی یا عراقی عادت کردهاند، بیخیال از آنچه که دوروبرشان میگذرد، مشغول کارهای روزمرهشان هستند، برخی مردم بساط فروش شان را در میدان سرچشمه پهن کردهاند، آن طرفتر چند کودک از جمله «مختار» پنج ساله و «کریم» ۱۱ ساله در آن عصر تابستانی هفتم تیرماه غرق در بازی کودکانهشان هستند، «زهرا خانم» همراه با نوزاد پنجماهاش «هادی» از روستا به شهر آمده تا مایحتاجخانه اش را بگیرد. «رحیم» پسر بچه پنج ساله همراه با مادر و خواهر کوچکش در مغازه میوهفروشی پدرش ایستاده و حواسش به مغازه است تا پدرش از مغازه «کاک محمد» با کوپن مرغ و تخم مرغ برگردد.
میدان سرچشمه سردشت
زمانی بیشتر به ساعت ۱۶ باقی نیست. در گوشه گوشه شهر زندگی عادی مردم برقرار است و صدای بوق ماشینها با ..
ادامه مطلب
13 خرداد 1402
این جنایت آلمان با عذرخواهی پاک نمیشود+تصاویر
این جنایت آلمان با عذرخواهی پاک نمیشود+تصاویر قرار بود بعد از جنگ جهانی اول هیچ شهری بمباران شیمیایی نشود، اما آلمان به همراه 11 کشور دیگر صدام را با مجهز کردن به سلاحهای هستهای یاری کردند تا تراژدی غم و مرگ را در «سردشت» بنوازد.
گروه زندگی ـ آزاده لرستانی: چند سال از آغاز جنگ میگذرد، مردم سردشت دیگر به صدای هواپیماهای ایرانی یا عراقی عادت کردهاند، بیخیال از آنچه که دوروبرشان میگذرد، مشغول کارهای روزمرهشان هستند، برخی مردم بساط فروش شان را در میدان سرچشمه پهن کردهاند، آن طرفتر چند کودک از جمله «مختار» پنج ساله و «کریم» ۱۱ ساله در آن عصر تابستانی هفتم تیرماه غرق در بازی کودکانهشان هستند، «زهرا خانم» همراه با نوزاد پنجماهاش «هادی» از روستا به شهر آمده تا مایحتاجخانه اش را بگیرد. «رحیم» پسر بچه پنج ساله همراه با مادر و خواهر کوچکش در مغازه میوهفروشی پدرش ایستاده و حواسش به مغازه است تا پدرش از مغازه «کاک محمد» با کوپن مرغ و تخم مرغ برگردد.
میدان سرچشمه سردشت
زمانی بیشتر به ساعت ۱۶ باقی نیست. در گوشه گوشه شهر زندگی عادی مردم برقرار است و صدای بوق ماشینها با صدای هیاه..
ادامه مطلب
12 خرداد 1402
روایت شهیدی که برای مخفیسازی رساله امام زمین را کند و حمام ساخت!
روایت شهیدی که برای مخفیسازی رساله امام زمین را کند و حمام ساخت! «استاد عباس» معروف، سخنرانیهای امام را از نوارهای کاست روی کاغذ پیاده میکرد. یک دستگاه چاپ اعلامیه هم داشت. ساواکیها دنبالش بودند. برای مخفی کردن دستگاه چاپ و رساله امام دنبال راه چارهای بود. زمین خانه قدیمیمان را کندند تا مثلاً حمام بسازند. همه وسایل را آنجا پنهان کردند؛ حمام نیمهکاره رها و عباس، «شهید» شد!
خبرگزاری فارس- سمنان: روزهای سختی بود. التهاب و نگرانی همه جا را فراگرفته بود؛ اما بچههای انقلاب از پای نمینشستند. با هر مصیبتی بود، کارشان را انجام میدادند.
«عباس»، استاد معروف سرخهایها، نوارهای امام را گوش میداد و با دقت متن سخنرانیها را پیادهسازی میکرد و روی برگه مینوشت تا به دست مردم و انقلابیون برسد.
همسرش در تمام آن روزهای سخت در لبیک به ندای امام خمینی (ره) با عباس همراهی میکرد و جایگاه زن ایرانی مسلمان را بازیافته بود.
«سکینه احسانی» بانویی است که در ۱۶ سالگی به عقد «عباس فیض» معروف به «استاد عباس» که پسرخالهاش بود، درآمد.
ازدواجی که سرآغاز تحولات زندگی او نیز بود. ازدواج سکینه و عباس ..
ادامه مطلب