فانوس بلاگ
5 خرداد 1402
به رسم مهربانی؛ خادمی در حرم رضوی به نیابت مادران چندفرزندی
به رسم مهربانی؛ خادمی در حرم رضوی به نیابت مادران چندفرزندی انگار کن دهه کرامت باشد و تو دل تنگ داشته باشی و کنج شهرت تمام راهها با تمام وسعتشان درماندهات کرده باشد که یکهو مردی مشکیپوش و اتوکشیده مزین به سنجاق سینه خادمی وارد مجلس شود؛ مردی که عطر روضه منوره با خود دارد و پرچم تبرکی مضجع شریف.
خبرگزاری فارس-همدان، سولماز عنایتی: چشمم را عادت داده بودم به مرمرهای صیقلخورده و آیینهای و قدمهای خدمت، انگار که فقط باید گامهای تند و تیز را روی مرمرهای سرسرا برداری و کمر تا کنی تا فریضه خدمت به جا بیاید و خادم باشی.
یا لااقل پرزهای لچک ترنجهای لاکی را زیر پا حس کنی و با روی گشاده پذیرای اهل دل باشی تا حکم خادمیات امضا شود، اما نه! راه دیگری هم دارد که عادت و تصویر و قاعده ذهنیام را در چشم برهم زدنی میشکند.
انگار کن در خانهای که به رسم حسینیه و در راه شهدا وقف شده، نشسته باشی به خیال تکریم خواهران و همسران شهدا و تجلیل از مادران چندفرزندی، بعد چای لبدوز و استکانهای کمرباریک ممهور به نام خون خدا را در دست گرفته باشی و هر جرعه را به یاد شهدا و سالار شهدا نوش جان کنی.
انگار کن..
ادامه مطلب
5 خرداد 1402
این مرد 54 سال است حرم امام رضا (ع) را چراغانی میکند+عکس و فیلم
این مرد 54 سال است حرم امام رضا (ع) را چراغانی میکند+عکس و فیلم 54 سال پیش در حرم امام رضا (ع) احساس کرد که چراغانیها در شأن امام نیست و همانجا نیت کرد از سال بعد به حرم بیاید و صحن و سراها را روشن کند، اکنون 54 سال گذشته و حاج محمد هنوز ایام میلاد به مشهد میآید و حرم را چراغانی می کند.
خبرگزاری فارس - گروه قرآن و فعالیتهای دینی: تلفن چند بار بوق میخورد و پس از آن یکباره به عالمی پر از سر و صدا که در آن سوی خط در جریان است وصل میشود و بعد صدایی گرم و گیرا به گوش میرسد که پس از سلام و علیک میگوید که سرش شلوغ است و در حال تدارک جمعکردن سیمهای برق و لامپهای رنگی برای رهسپار شدن به سوی مشهد و حرم امام رضا(ع). اما خب نمی شود به شماره مشهد و خط و ربطش به امام رضا(ع) بیتفاوت باشد. میپذیرد با ما هم کلام شود و از نذر نور بگوید. میگوید، اما صدایش در تنگنای بغض گلو تاب میخورد و گاهی صدایش به بغض مینشیند.
خاطره که یکی دوتا نیست...
اینطوری حساب کنیم که «محمد حاج اسماعیل آهنگر» معروف به حاج محمد آهنگر همیشه خدا بغض دارد و همیشه خدا اذیت میشود. هر آشنایی که او را میبیند به واس..
ادامه مطلب
5 خرداد 1402
روایتی تلخ از زندگی با یک جانباز اعصاب و روان/ بعد از مجروحیت ارتباط عاطفیمان هم قطع شد
روایتی تلخ از زندگی با یک جانباز اعصاب و روان/ بعد از مجروحیت ارتباط عاطفیمان هم قطع شد همسر جانباز اعصاب میگوید: شنیدن این جملات در مورد همسرم از دکترها آنهم بعد از شهادت برادر و پدرم، برای من که دختری ۲۴ ساله بودم با یک فرزند و آن شور و نشاط خیلی خیلی سخت بود.
خبرگزاری فارس ـ گروه حماسه و مقاومت ـ زهرا بختیاری: صبح از خواب بیدار شده و آماده انجام کارهایمان میشویم. فرقی نمیکند بیرون از خانه باشد یا داخل. در میانه کار خسته میشویم و یک لیوان چایی میخوریم. به سختیها و کمبودهای مالی و اقتصادیمان فکر میکنیم. گاهی سعی میکنیم بیشتر از روزهای دیگر کار کنیم و گاهی ترجیح میدهیم در خیابان با همسر، دوست و یا اصلاً تنهایی قدم بزنیم و به بهتر شدن حال و روزمان فکر کنیم. به خانه بر میگردیم و شب به خواب میرویم. گاهی از روزگار گله میکنیم و میگوییم چقدر این زندگی کسالت بار و روزمره است. اما در همسایگی ما، یک خیابان یا یک شهر دیگر هستند خانوادههایی که زندگی روزمرهشان از تلخترین روزهای ما هم سختتر است.
تا به حال یک جانباز اعصاب و روان را دیدهاید؟ خانوادهاش را چطور؟ اصلاً شما حاضرید..
ادامه مطلب