فانوس بلاگ

فانوس بلاگ

پرورش فرزندان خود یا فرزندان جامعه؛ 2 مسؤولیت سنگین وشیرین بر دوش استادمادران

پرورش فرزندان خود یا فرزندان جامعه؛ 2 مسؤولیت سنگین وشیرین بر دوش استادمادران «استادمادر» قطعا عنوان سنگینی است، آنقدر سنگین که 2 مسؤولیت بزرگ را بر گردن صاحبش می‌اندازد، مسؤولیت پرورش فرزندان خود و فرزندان جامعه. گروه دانشگاه خبرگزاری فارس؛ «استادمادر» صدایش می‌کنند و از این عنوان قند در دلش آب می‌شود اما چه آب شدنی که در کنار این شیرینی، باری سنگین هم بر دوشش احساس می‌کند، به قول خودش با شنیدن این عنوان آنقدر حساسیت و مسؤولیت حس می‌کند که انگار در میدان مین ایستاده است. حضورش در این جبهه را هم کمتر از جبهه نبرد با دشمنان نمی‌داند؛ جبهه استادی و مادری. جبهه‌ای که وظیفه فرماندهی و پرورش فرهنگی نسل‌های آینده جامعه را برعهده دارد، هم باید فرزندان خودش را آموزش و پرورش دهد و هم فرزندان جامعه که دانشجویانش هستند. ۳ فرزند قد و نیم‌قد دارد و شغلش استادی دانشگاه است؛ می‌دانیم که در بزرگداشت هر دو شغلش حدیث داریم، شغل‌های مادری و استادی. در مقام مادری که بهشت زیر پایش است و در مقام استادی شغل انبیا را دارد و در هر کلمه‌ای که به کسی می‌آموزد او را بنده خود می‌سازد. اما لذت بردن از این دو..
ادامه مطلب

نوربالا| فرمانده‌ای که در میدان جنگ به گربه غذا داد

نوربالا| فرمانده‌ای که در میدان جنگ به گربه غذا داد زمانی که مصطفی بدرالدین از یکی از نقاط جبهه سوریه به سمت لاذقیه می‌رفتند، گربه‌ای را می‌بینند که وسط راه، لنگان لنگان پیش می‌رود. با اینکه راه امن نبود، او دستور داد خودرو را نگه دارند تا به گربه غذا برسانند. به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، شهید سیدمصطفی بدرالدین با نام جهادی «ذوالفقار» از فرماندهان شاخه نظامی حزب الله لبنان و از دوستان سیدحسن نصرالله و شهیدان عماد مغنیه و حاج قاسم سلیمانی بود. نام او برای دشمن صهیونیستی نامی آشنا بود و به دنبال هر فرصتی برای به شهادت رساندن او می‌گشت. سرانجام هم ذوالفقار حزب الله در ۲۴ اردیبهشت سال ۹۵ در دمشق به شهادت رسید در حالی که آخرین نگاهش به دوست قدیمی خود بود. همسرش فاطمه حرب در برشی از خاطرات اینطور سیدمصطفی را روایت می‌کند: شهید مصطفی بدرالدین یکی از همراهان سید تعریف می‌کرد زمانی که از یکی از نقاط جبهه به سمت لاذقیه می‌رفتند، گربه‌ای را می‌بینند که در وسط راه لنگان لنگان می‌رود. سید با اینکه راه امن نبود، دستور داد خودرو را نگه دارند. به همراهان گفت از تون ماهی و آب که همرا..
ادامه مطلب

از پهلوان سعید چه می دانید؟/اولین زورخانه خلاق ایران مقصد اردوهای نوجوانان

از پهلوان سعید چه می دانید؟/اولین زورخانه خلاق ایران مقصد اردوهای نوجوانان آن روزهای اول انقلاب که همه به دیدار امام می‌رفتند، نوبت به ورزشکاران باستانی هم رسید. جلوتراز همه، سعید دست به زانو نشسته بود. امام پرسیدند این نوجوان کیست؟ گفتند این نوجوان در ِزورخانه چرخ می زند، سعیدبا اشاره جمع بلند شد و شروع کرد به چرخ زدن. امام خوشحال شدند، سعید را بوسیدند و در گوشش چیزی گفتند. روایت پهلوان سعید و ماجرای اولین زورخانه خلاق شنیدنی است. گروه زندگی: روایت است وقتی امام علی (ع) در جنگ خندق بر عمرو بن عبدود چیره شد، ابتدا او را نکشت و از وی دور شد. وقتی نزد پیامبر آمد، پیامبر علت را پرسید؛ حضرت گفت: به مادرم دشنام داد و آب دهانش را به صورتم انداخت، این بود که ترسیدم اگر او را در آن حال بکشم برای رضای خاطر خود کشته باشم، به همین جهت به حال خودش واگذاشتم تا خشمم فرو نشست، آن گاه او را در راه خدا کشتم. این اتفاق یک نمایش واقعی از پیوند جوانمردی و قدرت روحی و اخلاقی و جسمی است. بی شک بسیاری از پهلوانان نامدار ما جوانمردی را اصل بر هر رکن پهلوانی می‌دانند. در این گزارش قرار است شما را با کوچک‌تری..
ادامه مطلب
1 … 1,892 1,893 1,894 1,895 1,896 … 2,175