فانوس بلاگ
18 آبان 1402
بلد نبود! (گفت و شنود)
بلد نبود! (گفت و شنود) به راستی آقای ظریف به نمایندگی از کدام مردم حرف میزند؟! از مردمی که فقط ۸ میلیون نفر آنها برای اعزام به غزه ثبتنام کردهاند؟! از مردمی که در حمایت از زنان و کودکان قتل عام شده غزه سر از پا نمیشناسند؟! یا...
فارسپلاس؛ دیگر رسانهها - کیهان نوشت:گفت: نفتالی بنت، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی گفته است «حزبالله و حماس بازوهای ایران هستند و ما در نهایت باید ایران را بزنیم»!
گفتم: اگر حماس و حزبالله به قول خودشان بازوهای ایران باشند! صهیونیستهای بدبخت در مقابل آنها مثل خر (دور از جان خر) در گِل ماندهاند، چطوری میخواهند با ایران مقابله کنند؟!
گفت: در حالی که نفتالی بنت علیه ایران قُمپز در میکند و زور الکی میزند! آقای ظریف هم با اظهارات نسنجیده خود عصا زیر بغل او گذاشته و گفته است «قرار نیست ما جای مستضعفین بجنگیم... مردم از پرداخت هزینه خسته شدهاند و...»!
گفتم: آقای ظریف به نمایندگی از کدام مردم حرف میزند؟! از مردمی که فقط ۸ میلیون نفر آنها برای اعزام به غزه ثبتنام کردهاند؟! از مردمی که در حمایت از زنان و کودکان قتل عام شده غزه سر از پا ..
ادامه مطلب
18 آبان 1402
تصویر آشنا| حاج همت: «این همه رزمنده خوشتیپ! چرا از من عکس بگیری؟»
تصویر آشنا| حاج همت: «این همه رزمنده خوشتیپ! چرا از من عکس بگیری؟» یک عکاس جنگ میگوید: «تا آن روز حاج همت را ندیده بودم. در فرماندهی چشمم به رزمندهای افتاد که در کنار یک تانکر آب ایستاده بود و میخواست وضو بگیرد. ایستادم تا وضو گرفتنش تمام شود و بعد نزدیکش شدم.»
به گزارش خبرنگار حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، خیلی از ما عکسی ماندگار و دوستداشتنی از شهید همت را دیدهایم که او در فضای کوهستانی، با اورکت خاکی رنگ، انگشت شست باندپیچیشده، دست روی سینه گذاشته و لبخند به لب ایستاده است.
عکاس این عکس ماندگار «اباصلت بیات» است. او درباره مقدمات حضور در منطقه عملیاتی «والفجر ۴» در پنجوین عراق و عکسی که از شهید «ابراهیم همت» فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسولالله(ص) گرفته، اینگونه روایت میکند: «تا آن روز حاج همت را ندیده بودم. در فرماندهی چشمم به رزمندهای افتاد در کنار یک تانکر آب ایستاده بود و میخواست وضو بگیرد. چهار نفر در اطرافش بودند. ایستادم تا وضو گرفتنش تمام شود. نزدیک رفتم و پرسیدم: «ببخشید من با حاج همت، فرمانده لشکر ۲۷ محمدرسولالله(ص) کار دارم» آن جوان خوشرو گفت: «با همت چه کار دارید؟..
ادامه مطلب