فانوس بلاگ
3 شهریور 1402
اینجا خانه ما| اولین قدمهای زندگی در حرم امام رضا(ع)
اینجا خانه ما| اولین قدمهای زندگی در حرم امام رضا(ع) بعضیها که پدری مقداد بعد از تولد زهرا را میبینند، میگویند «دختر، این جوری دل بابا رو میبره. مخصوصا بعد از دو تا پسر!» اما من فکر میکنم اینکه یک سالیست مقداد باباتر از قبل شده است، به خاطر جاافتادگی در پدر بودن است که حاصل سومین بار بابا شدن است، فارغ از اینکه جنسیت سومی چه باشد.
گروه زندگی: این، روایت جریان زندگی است. زندگی، در خانه ما!
زهرا بلند شد ایستاد. یک، دو، ... پنج قدم برداشت و بعد تولوپ همان جا روی فرش فرود آمد.
- مقداد! مقداد! زهرا راه رفت! دیدی؟
سرش را از روی کتاب زیارات و ادعیه بالا میآورد.
- راه رفت؟ به سلامتی!
همین را میگوید و دوباره سر در کتاب میکند تا بقیه زیارت امینالله را بخواند.
لجم میگیرد!
- طفلی بچهم که شده بچه سوم! باباش ذوق نمیکنه براش!
- عجبا! دعام که تموم بشه، ذوق هم میکنم. الان زشته وسط صحبت با امام رضا!
از حرفش خندهام میگیرد. به گنبد طلا نگاه میکنم. مقداد جوری گفت «وسط صحبت با امام رضا(ع)» که انگار امام واقعا نشسته روبه رویش و دارند با هم اختلاط میکنند!
اما اینکه به او گفتم «کم ذوق کر..
ادامه مطلب