فانوس بلاگ
18 اردیبهشت 1402
گریه بر امام حسین(ع) چگونه گناهان را پاک میکند؟+فیلم
گریه بر امام حسین(ع) چگونه گناهان را پاک میکند؟+فیلم حجتالاسلام عالی گفت: علامه طباطبایی دلیل اینکه گریه امام حسین(ع) آتش جهنم را خاموش میکند و گناهان به اندازه دریا را از بین میبرد، اینگونه معرفی میکند که گریه بر سیدالشهدا(ع) حکم توبه را دارد.
به گزارش خبرنگار حوزه مسجد و هیأت خبرگزاری فارس، حجتالاسلام مسعود عالی سخنران مذهبی با اشاره به اینکه گریه بر امام حسین(ع) افضل اعمال است که از روز تولد ایشان آغاز شده است، اظهار داشت: در روایات داریم قطره اشکی که برای امام حسین(ع) ریخته شود، آتش جهنم را خاموش میکند و گناهان حتی اگر به اندازه دریا باشد را هم از بین میبرد.
گریه بر سیدالشهدا(ع) حکم توبه را دارد
وی افزود: علامه طباطبایی دلیل این اتفاق را که گریه امام حسین(ع) آتش جهنم را خاموش میکند و گناهان به اندازه دریا را از بین میبرد، اینگونه معرفی میکند که گریه بر سیدالشهدا(ع) حکم توبه را دارد. چگونه توبه گناهان را پاک میکند، گریه بر سیدالشهدا(ع) هم اینگونه است.
عالی با بیان اینکه کسی بر سیدالشهدا(ع) میتواند گریه کند که با او گره خورده باشد، گفت: یعنی فردی که با معصوم و ولی خ..
ادامه مطلب
18 اردیبهشت 1402
دقیقاً از کدام تضاد حرف میزنی، عزیز؟!/ برای دختری که گمش کردم!
دقیقاً از کدام تضاد حرف میزنی، عزیز؟!/ برای دختری که گمش کردم! کاش آنقدر مضطرب پیاده نمیشدی تا کمی هم که شده با هم حرف بزنیم. کاش من یکّه نمیخوردم و با تو پیاده میشدم. من از «زن، زندگی، آزادی» خودم میگفتم و تو از «زن، زندگی، آزادی» خودت. ما بالاخره یک جای درستی، همدیگر را درک میکنیم. ما بالاخره یک روز همدیگر را میفهمیم، باور کن!
گروه جامعه؛ خبرگزاری فارس: سوار مترو شده ام و روی در واگن کسی نوشته «زن، زندگی، آزادی». ماجرا به چندماه قبل بر می گردد به همان روزهای ملتهب پاییز سال گذشته. چادری ام درست مثل تمام روزهای بیست و یکی، دو سال قبل که برای اولین بار چادر را انتخاب کردم تا همین امروز، آن هم درست با وجود تردید و مخالفت خانواده. دختری پرهیاهو بودم که انقدر می دوید و از دیوار راست بالا می رفت که همه اعضای خانواده مذهبی ام می ترسیدند، بلندای چادر کار دستش بدهد؛ یک جایی زیر دست و پایش بپیچد و بخورد زمین...
توی واگن، نزدیک در ایستاده ام تا قطار که به ایستگاه رسید به موقع پیاده شوم. دختر جوانی به من می گوید که خانم! کمی این طرف تر بایست تا عکس بهتر شود. اما کدام عکس؟ عکاس نیست. ..
ادامه مطلب
18 اردیبهشت 1402
دقیقاً از کدام تضاد حرف می زنی، عزیز؟!/ برای دختری که گمش کردم!
دقیقاً از کدام تضاد حرف می زنی، عزیز؟!/ برای دختری که گمش کردم! کاش آنقدر مضطرب پیاده نمی شدی تا کمی هم که شده با هم حرف بزنیم. کاش من یکّه نمی خوردم و با تو پیاده می شدم. من از «زن، زندگی، آزادی» خودم می گفتم و تو از «زن، زندگی، آزادی» خودت. ما بالاخره یک جای درستی، همدیگر را درک می کنیم. ما بالاخره یک روز همدیگر را می فهمیم، باور کن!
گروه جامعه؛ خبرگزاری فارس: سوار مترو شده ام و روی در واگن کسی نوشته «زن، زندگی، آزادی». ماجرا به چندماه قبل بر می گردد به همان روزهای ملتهب پاییز سال گذشته. چادری ام درست مثل تمام روزهای بیست و یکی، دو سال قبل که برای اولین بار چادر را انتخاب کردم تا همین امروز، آن هم درست با وجود تردید و مخالفت خانواده. دختری پرهیاهو بودم که انقدر می دوید و از دیوار راست بالا می رفت که همه اعضای خانواده مذهبی ام می ترسیدند، بلندای چادر کار دستش بدهد؛ یک جایی زیر دست و پایش بپیچد و بخورد زمین...
توی واگن، نزدیک در ایستاده ام تا قطار که به ایستگاه رسید به موقع پیاده شوم. دختر جوانی به من می گوید که خانم! کمی این طرف تر بایست تا عکس بهتر شود. اما کدام عکس؟ عکاس نیست. ..
ادامه مطلب