در نشست نمایندگان امور زنان دستگاه‌های اجرایی چه گذشت؟

در نشست نمایندگان امور زنان دستگاه‌های اجرایی چه گذشت؟

مدیرعامل بنیاد عفاف و حجاب دلیل وضعیت فعلی را برنامه‌ریزی دشمن در ۴۰ سال گذشته و اقدامات عوامل نفوذ در حوزهٔ فرهنگی می‌داند. البته در مقابل اقدامات نفوذی‌ها، بی‌اقدامی خودی‌ها هم دلیل پررنگی به نظر می‌رسد!

در نشست نمایندگان امور زنان دستگاه‌های اجرایی چه گذشت؟

گروه زندگی: دعوت شدیم برای شرکت در «دومین نشست مشاورین و معاونین امور زنان و خانوادهٔ دستگاه‌های اجرایی.» بنیاد ملی عفاف و حجاب که مدتی خبری از آن نبود، دست به کار شده بود تا با همکاری مجلس شورای اسلامی آماری بگیرد از اینکه هر کدام از دستگاه‌ها و نهادها و سازمان‌ها در این ماجرا چه اقداماتی داشته‌اند و به کجا رسیده‌اند. سؤال خوبی بود که ما هم مدت‌ها به دنبال جوابش بودیم. پس شال و کلاه کردیم و راهی مجلس شدیم تا جواب سؤالات‌مان را از بین صحبت‌های مسئولان بنیاد و نمایندگان امور زنان در دستگاه‌های مختلف دشت کنیم.

همراه‌مان باشید. شاید جواب سؤالات‌تان را گرفتید. شاید هم مثل ما سؤالات بیشتری برایتان ایجاد شد!

به سوی بهارستان

از متروی بهارستان که خارج می‌شوم، ساختمان عجیب مجلس را روبه‌رویم می‌بینم. از وقتی این ساختمان جدید را ساختند برایم سؤال شده که چرا هرم را انتخاب کرده‌اند که در معماری ملی و مذهبی ما هیچ جایی ندارد؟

ساختمان مجلس را می‌بینم. اما راهی به درونش پیدا نمی‌کنم. پرسان پرسان به دنبال درب ورودی می‌گردم. حدفاصل محدودهٔ مجلس تا محل تردد ماشین‌ها به اندازهٔ یک مسیر خیابان، مسدود شده و صرفاً آدم‌رو است! در همین محدوده چند نفری را می‌بینم که روی زیراندازی نشسته‌اند. یک نفر هم کنارشان تسبیح به دست خوابش برده. با تعجب در حال تحلیل و ورانداز هستم که چشمم می‌خورد به نوشتهٔ پشت سرشان: «روزشمار تحصن مردمی: معیشت، حجاب، فضای مجازی؛ ۱۱۶ روز».


تحصن‌کنندگان این راه را برای مطالبه انتخاب کرده‌اند؛ ۱۱۶ شبانه‌روز تحصن جلوی مجلس!

۱۱۶ روز تحصن برای «حجاب، معیشت و فضای مجازی»

هنوز کمی تا شروع جلسه زمان هست. می‌ایستم و به عکس‌ها و نوشته‌هایی که بالای سرشان آویخته‌اند نگاه می‌کنم. عکس شهدای دفاع مقدس تا مدافع حرم، عکس رهبر انقلاب و امام خمینی (ره)، و نوشته‌هایی با مضمون اعتراض و مطالبه از مسئولین و مجلسی‌ها.

با یکی از خانم‌ها هم‌صحبت می‌شوم که برای بقیه چای ریخته و به من هم تعارف می‌کند. می‌گوید: «ما هر کدام از شهری آمده‌ایم، شیراز، قم، تهران و جاهای دیگر. به اوضاع معیشت و حجاب و فضای مجازی اعتراض داریم.». از سقف نایلونی که بالای اثاثیه‌شان برپا کرده‌اند و خرده‌وسایل ضروری که روی زیرانداز چیده‌اند پیداست که خواب و خوراک‌شان همان‌جاست. پیگیر که می‌شوم می‌گوید: «بله. این روزشمار حضور و تحصن ماست. الان ۱۱۶ روز است که کلاً اینجاییم.».

آیا صدای این تحصن به جایی هم رسیده و مجلسی‌ها پای صحبت این دغدغه‌مندان نشسته‌اند؟ سؤال من هم هست. پاسخ می‌دهد: «عید غدیر بود که آقای قالیباف آمدند و گفتند دو هفته‌ای لایحهٔ عفاف و حجاب را جمع‌بندی می‌کنیم. ولی هنوز که…». حرفش را نیمه‌تمام می‌گذارد…


«طهورا نوروزی» مدیرعامل بنیاد عفاف و حجاب

لایجه بدون بودجه و نظارت به جایی نمی‌رسد

پا تند می‌کنم به سمت محل جلسه. مشاوران و معاونان امور زنان و خانواده به نمایندگی از دستگاه اجرایی که در آن مشغولند در جلسه حاضر شده‌اند. «طهورا نوروزی» مدیرعامل بنیاد عفاف و حجاب جلسه را شروع می‌کند. گویا بخشنامه‌ای در حوزهٔ عفاف و حجاب به تمام دستگاه‌ها ابلاغ شده و قرار است بعد از صحبت‌های نوروزی، هر کدام از حاضران بگویند برای طرح عفاف و حجاب در سازمان آنها چه اقداماتی انجام شده و در این حوزه به کجا رسیده‌اند.

نوروزی از ظرفیت زنان در حل مسائل اجتماعی صحبت می‌کند و نقش آنان را در به نتیجه رساندن موضوع حجاب یادآور می‌شود. او دلیل وضعیت فعلی را برنامه‌ریزی دشمن در ۴۰ سال گذشته و اقدامات عوامل نفوذ در حوزهٔ فرهنگی می‌داند. البته در مقابل اقدامات نفوذی‌ها، بی‌اقدامی خودی‌ها هم دلیل پررنگی به نظر می‌رسد! نوروزی گلوگاه‌های اجرای لایحه را نداشتن بودجهٔ تصویب‌شده و نبود نظارت درست می‌داند.

حساب و کتاب اوضاع دستگاه‌ها در موضوع عفاف و حجاب

بعد از صحبت‌های مدیرعامل بنیاد، نوبت به گزارش‌دهی نماینده‌های دستگاه‌ها می‌رسد. البته غیر از یکی دو دستگاه که دست پر آمده‌اند، مابقی یا خودشان مطالبه‌گر هستند (!) یا ظاهراً ابعاد موضوع هنوز برایشان شفاف نشده و جا نیفتاده است. نمایندهٔ وزارت علوم گلایه می‌کند که بچه‌ها را از ۱۸سالگی تحویل ما می‌دهید و از ما می‌پرسید چرا حجاب ندارند؟ تا ۱۸سالگی برای این بچه‌ها چه کارهایی انجام شده که حالا فقط برای عبور از حراست دانشگاه روسری روی سر می‌گذارند؟ نمایندهٔ وزارت آموزش و پرورش متقابلاً گلایه می‌کند که ما از وزارت علوم کمک نخبگانی می‌خواهیم در امور بچه‌ها!

ای کاش تمام این گلایه‌ها خیلی پیش‌تر از اینها مطرح می‌شد و راهکارهایی برای کمک و همکاری پیش پای هم می‌گذاشتند تا کار به اینجا که می‌دانیم و می‌دانند نرسد…

بین همین حرف‌ها ناخودآگاه چشمم به برگه‌های خانم کناری می‌افتد. او هم نمایندهٔ دستگاهی است. ظاهراً گزارش عملکردش در حوزهٔ زنان را به صورت مورد به مورد نوشته است: شرکت در نشست فلان، برگزاری نشست بهمان، شرکت در همایش فلان، برگزاری همایش بهمان، گزارش‌دهی به فلانی، تشکیل جلسه با بهمانی و… تا جایی که به خودم می‌آیم و نگاهم را از برگه‌ها می‌گیرم، همه همین است. هیچ فعالیتی با ورودی و خروجی مشخص و درست‌درمان در لیست او به چشم نمی‌خورد…


«جلیل محبی» عضو مرکز پژوهش‌های مجلس

قصهٔ این لایحه سر دراز دارد

«جلیل محبی» عضو مرکز پژوهش‌های مجلس وارد می‌شود. دربارهٔ تدوین لایحه و نگاه‌هایی که در تصویب آن وجود داشته نکات جالبی می‌گوید. او اختلاف‌نظرها را در ۵ دستهٔ کلی طبقه‌بندی کرده است. گروه اول، کسانی که معتقد بودند در حوزهٔ لباس و پوشش هیچ قانونی لازم نیست و فقط باید کار فرهنگی انجام شود. گروه دوم با نگاهی سخت‌گیرانه درخواست مجازات شلاق در ملأعام را داشته‌اند. گروه سوم، قائل به محرومیت از حقوق اجتماعی برای ضمانت اجرای قانون بوده‌اند. گروه چهارم مجازات نقدی اندک توسط پلیس را پیشنهاد داده بودند. اما در نهایت به تأسی از نگاه رهبر انقلاب که مبتنی بر رفق و مدارا در موضوع حجاب است، رویکرد گروه پنجم مقبول افتاد که معتقد بودند نباید این امر را به پلیس سپرد.

«فاطمه محمدبیگی» نمایندهٔ مردم قزوین در مجلس در مورد تغییر لایحه بعد از تصویب در صحن علنی مجلس، اعتراض می‌کند. محبی دلیل آن را رفع ایرادهایی می‌داند که شورای نگهبان به لایحه وارد کرده بود.

مطالبهٔ عفاف و حجاب، وظیفهٔ همه است

آیت‌الله «محمدحسن اختری» رئیس هیئت‌مدیرهٔ بنیاد و حجت‌الاسلام «میثم امرودی» مشاور امور فرهنگی وزیر امور خارجه و مشاوران امور زنان نهادهای اجرایی هم در خلال بحث به جمع می‌پیوندند. آیت‌الله اختری بعد از اشاره به مقاومت مردم فلسطین و لزوم یاری آنها می‌گویند بر پا داشتن نماز و امر به معروف و نهی از منکر طبق قرآن وظیفهٔ حاکمان اسلامی است و مطالبهٔ عفاف و حجاب وظیفهٔ تک تک افراد جامعه.

جلسه رو به پایان است. کسی مهرهای نماز را روی فرش وسط اتاق جلسات که ممنوع‌الکفش (!) است، می‌چیند. با سرگیجهٔ معنی‌داری صندلی را ترک می‌کنم تا وارد صف نماز شوم. موقع برگشت دوباره از جلوی بساط تحصن‌کنندگان رد می‌شوم. حالا طور دیگری به آنها نگاه می‌کنم…

پایان پیام/

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *