چگونه با دعا کردن محال ها، شدنی می‌شود؟

چگونه با دعا کردن محال ها، شدنی می‌شود؟

این مهم است که وقتی ما معمولی ها، با غیر کلیشه ای ترین و تازه ترین حسّمان،دست می اندازیم به همان کلیشه ای ترین و قدیمی ترین جمله و می گوییم التماس دعا،مطمئن باشیم که می ‌‌شود یک نفر با همین دعا،خواسته هایمان را بریزد توی مشتش و تحویل خدا بدهد.ماجرای حضرت عیسی، سکانس هایی دارد که دانستنش شیرینی و حال خوش لابلای دعاها را برایمان پُر رنگ تر می ‌کند.

چگونه با دعا کردن محال ها، شدنی می‌شود؟

گروه زندگی؛راضیه ابراهیمی:معلوم نیست که وقتی ما معمولی ها، با غیرکلیشه ای ترین و تر و تازه ترین حسمان، دست می اندازیم به همان کلیشه ای ترین و قدیمی‌ترین جمله و می گوییم "التماس دعا"، چقدر اطمینان داریم که می شود یک نفر با همین دعا،خواسته هایمان را بریزد توی مشتش و تحویل خدا دهد،اصلا شاید آن یک نفر خودمان بودیم و دعای خودمان.

در این گزارش حجت الاسلام «محمد جواد ابراهیمی»؛ مدرس و محقق حوزه و دانشگاه با پرداختن به نکات شنیدنی و کاربردی از چهار سکانس داستان حضرت عیسی علیه السلام و نیز آیه مباهله، شیرینی و حال خوشی که در لابلای دعاها می تواند عایدمان شود را برایمان پر رنگ تر می کند.

* دعای حَنّه خانم، مادر بزرگ حضرت عیسی

«لطفا برایمان روشن کنید چرا و چگونه دعا جایگاه ویژه‌ای در زندگی ما دارد؟ اصلا اهل دعا بودن چقدر اهمیت دارد؟» این همان سوالیست که در شروع گفتگو از حجت الاسلام ابراهیمی پرسیده شد. استاد هم ماهرانه و دست پُر، چند سکانس شنیدنی از ماجرای حضرت عیسی و نکات کاربردی و شنیدنی آن در چند آیه از سوره آل عمران را برای پاسخ شفاف و گره گشا به همین سوال توضیح داد:«داستان حضرت عیسی در قرآن داستان عجیبی است. شروع داستان حضرت عیسی با مادربزرگ ایشان، یعنی حَنّه خانم است.خب اول بگوییم این آل عمران که در آیه ۳۳ سوره آل عمران هم به آن اشاره شده چه کسانی هستند؟ دو تا عمران داریم، یکی عمران که پدر حضرت موسی بود و یکی هم عمران که پدر بزرگ حضرت عیسی بود. بین این ها حدودا ششصد سال فاصله است.

آل عمران در اینجا مربوط به پدر بزرگ حضرت عیسی است.خدا می گوید من داستان این ها را می خواهم بگویم، این ها آدم های خاصی هستند.داستان حضرت عیسی و موضوع دعا در این ماجرا،طبق آیه ۳۵ آل عمران از حَنّه خانم یعنی مادربزرگ حضرت عیسی شروع می شود، یعنی از همسر عمران و مادر حضرت مریم.درواقع خدا این جامخاطب را به این نکته توجه داده است که ببینید در وجود حضرت عیسی و توفیقاتی که نصیب حضرت عیسی شده است دعا چقدر نقش مهمی داشته است.

حالا این دعا را چه کسی کرده؟ دعایی که اینجا مطرح شده را خود حضرت عیسی نکرده، مادر حضرت عیسی نکرده، بلکه مادربزرگش این دعا را کرده.ببینید دعای یک مادر بزرگ این اثر ها را داشته. مادر بزرگ طبق آیه ۳۵ آل عمران می گوید:«خدایا من فرزندی را که در شکم خود دارم برای تو نذر کردم که او را در راه خدمت به تو آزاد بگذارم، پس او را با رضایت از من بپذیر که تویی شنوا و آگاه.» اینجا مادر بزرگ نذر کرد و دعا کرد.دعا چی بوده؟ فَتَقَبَّل مِنّی.یعنی خدایا می شود این را از من قبول کنی؟ از طرفی دعا باید با اسماء و صفات الهی رابطه داشته باشد، مثلاکسی که مریض هست با نام یا شافی مناجات و دعا می کند، کسی که دستش تنگ است و از خدا روزی می خواهد می گوید یارَزّاق و دعایش را می کند.یعنی در زبان دعا اسماء و صفت ها باید با درخواست ها هماهنگ باشد.

لذا اینجا این مادر بزرگ خدا شناس که می گوید اِنَّک اَنت السمیعُ العلیم، گویا با آن دعای فَتَقَبَّل منّی هماهنگ هست. نکته دیگر در آیه ۳۶ آل عمران این هست که علیرغم اینکه این مادر بعداز زایمان بر خلاف انتظارش، غافلگیر شد و دید بچه دختر است اما مثلا به قول امروزی ها افسردگی بعد از زایمان نگرفت. ببینید این مادر چقدر مسلط است، توحید قوی دارد و راضیست به رضایت خدا.بلافاصله می گوید اسمش را می گذارم مریم و یک دعای بسیار مهم دیگری می کند و می گوید اِنّی اُعیذُهابِکَ وَ ذُرِّیَّتَهامِن الشّیطانِ الرَّجیم.یعنی او و نسلش را از شرّ شیطان رانده شده به تو پناه می دهم.آیه بعد می گوید:فَتَقَبَّلَهارَبُّهابِقَبول حَسَن، یعنی خدا به بهترین شکل دعای اورا قبول کرد و این دختر را به بهترین شیوه رشد داد و حضرت زکریا را کفیل او کرد که اورا بزرگ کند.


نقش دعا در زندگی ما چیست؟

*هر دو دعای مادر بزرگ عادی مستجاب شد

تاکید استاد بر عادی بودن حَنّه خانم، از این زاویه بود:«حالا دقت کنید که حَنّه خانم، معصوم هم نبوده، بلکه یک مادربزرگ عادی خداشناس بوده.در واقع خدا نمی خواهد بگوید تو وقتی دعا می کنی حتما باید مثلا حضرت معصومه باشی و دعا کنی، این طور نیست. همین مادر بزرگ عادی خداشناس دعایش قبول شد، آن هم چه قبول شدنی، بِقَبول حَسَن یعنی به بهترین شکل.اینجا سکانس اول تمام می شود. پس نقش دعا در سکانس اول ماجرا را دقت کنید، مادر حضرت مریم یعنی همان مادر بزرگ حضرت عیسی یک دعا قبل از به دنیا آمدن بچه کرد، و دعای دیگر بعد از به دنیا آمدن بچه.هر دو دعا را هم خدا قبول می کند.دعای اول که فَتَقَبَّل مِنّی بود و خدا هم گفت بِقَبول حَسَن یعنی به بهترین شکل قبول کرد. و دعای دوم هم همان که گفته بود من ، او و نسلش را از شر شیطان رانده شده به تو پناه می دهم، خدا گفت وَاَنبَتَها نَباتا حَسَناوَ کَفَّلَها زکریّا.یعنی اورا به تربیتی نیکو پرورش داد و حضرت زکریا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت. در واقع خدا او را تحت سر پرستی حضرت زکریا قرار داد تا از شرّ شیطان در امان باشد.»

*عالم غیر حساب که میوه های غیر فصل حضرت مریم از آنجا آمده بود کجاست؟

«کات»! این را حجت الاسلام ابراهیمی گفت و ماهرانه وارد توضیح سکانس دوم ماجرا شد:«از اینجا به بعد سکانس دوم ماجرا در آیه ۳۷ آل عمران هست. از اینجا به بعد دیگر صحبتی از مادر حضرت مریم نمی شود، صحبت از خود حضرت مریم می شود و کاری که مادر حضرت مریم کرده، یعنی همان دعای مادر حضرت مریم و جالب این است که انگار موضوع اصلی که در این آیه ها جلو می رود موضوع دعاست.حضرت زکریا که در این ماجرا پیرمردی حدودا صد و بیست ساله بود، شوهر خاله حضرت مریم است.در آیه ۳۷ آل عمران آمده است که هر وقت حضرت زکریا در محراب عبادت مریم می رفت،نزد او رزقی می دید که در آن فصل انتظارش نمی رفت و برای حضرت زکریا ناشناخته بود.حضرت زکریا می پرسد یا مریم این میوه ها از کجا برای تو آمده است؟( یامریمُ اَنّی لَکِ هذا) حضرت مریم می گوید: هُوَ مِن عِندِاللهِ یعنی از جانب خداست. نکته درخشان در اینجا این است که با وجود اینکه حضرت زکریا برای پرسیدن در مورد میوه ها از اسم اشاره که برای اشیا هست استفاده می کند و هذا را به کار می برد ولی حضرت مریم برای اشاره به میوه ها ضمیر به کار می برد و از هُوَ استفاده می کند. ضمیربرای صاحبان عقل است یعنی برای انسان ها، ملائکه و خداوند.

حالا حضرت مریم اسم اشاره هذا که برای اشیاء است را به‌کار نمی برد، در واقع حضرت مریم می خواهد حضرت زکریا را توجه بدهد به اینکه هذا برای سیب و گلابی و سایر درختان دنیایی است، این ها که می بینی دنیایی نیست که من اسم اشاره نزدیک اشیا یعنی هذا را به کار ببرم، این ها که می بینی "هُو"است. پس دقت کنید که اینجا " هذا" و " هُو" می خواهد دوتا الگوریتم مختلف، دو تا نرم افزار مختلف را بیان کند. در یک نرم افزار می توان گفت هذا و در یک نرم افزار می توان گفت هُو. خب،نرم افزار هذا دنیاست.اما نرم افزار هو کجاست؟

ادامه آیه توضیح می دهد و می گوید هُو مِن عِندِالله.یعنی این از نزد خدا آمده. پس از نزد درخت نیامده، عِندالشَّجَر نیست.یعنی این با میوه های دنیایی و با هذا فرق دارد، از درخت و شاخه اش چیده نشده. یعنی یک نرم افزار دیگر هست. یک چیز دیگر هست.حالا حضرت مریم این نرم افزار هُو را برای حضرت زکریا توضیح می دهد.می گوید:"اِنّ اللهَ یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِساب."یعنی خدا به هرکس بخواهد روزی بی حساب می دهد.

یعنی خدا یک نرم افزار دیگری هم در این عالم دارد که اسم آن عالم غَیر حساب است.غیر حساب را در فارسی نمی توان به خوبی ترجمه کرد، چون می شود عالم بدون حساب، و بدون حساب در فارسی بار منفی دارد، منظور عالم بدون حساب کتاب و عالم شیر توشیری نیست.پس اینجا خود کلمه " غَیر" را باید به کار ببریم. یعنی چیزی که تو نمی دانی چیست. چون ما در عالم حساب داریم زندگی می کنیم.حالا باید ببینیم خصوصیات عالم و نرم افزار هذا چیست،خصوصیات عالم هُو و نرم افزار هُو مِن عِندِالله چیست.

می فرماید نرم افزار هذا می شود عالم حساب، چون هذا اسم اشاره نزدیک است.عالم دنیا هم نزدیک هست و دست ماست.ما همه را این طوری می فهمیم، حالا عالم حساب یعنی چی؟ اینجا هم حساب را نباید فارسی ترجمه کرد. عالم حساب یعنی عالم اسباب و مُسبّبات،عالم واسطه ها.یعنی خدا اگر بخواهد در عالم حساب به من روزی بدهد باید درخت باشد، آب باشد، خورشید باشد،باغبانی باشد،مراقبت و آفت زُدایی باشد، فصلش باشد تا میوه به دست تو برسد. در واقع در عالم حساب باید فرآیندی طی شود تا من به نتیجه برسم.اگر یکی از این اسباب و مسببات نباشد من به نتیجه نمی رسم.اگرنور کافی نباشد، اگر آب کافی نرسد، اگر آفت بزند و خلاصه هر کدام از این اسباب لنگ شود من به نتیجه نمی رسم.البته که همین جا هم خدا روزی ده هست و خدا عالم مسببات را به کس دیگری واگذار نکرده است، آن هم دست خودش است. اما در عالم اسباب و مسبّبات می شود فرآیندی زندگی کردن.

ولی اینجا حضرت مریم می‌گوید من چیزهایی یاد گرفته ام و مناسباتی را می دانم که می توانم بر اساس یک الگوریتم و نرم افزار دیگر هم میوه بخورم.می فرماید این هست که خدا یَرزُقُ یعنی پیوسته روزی می دهد به برخی انسان ها از عالم غَیر حساب، یعنی همان عالم «هُو» یعنی عالمی که در آن عالم اسباب و مسبّبات و فرایندها نیستند و ما بدون طی کردن فرآیند به نتیجه می رسیم، بدون اینکه خورشید و درخت و خاک و..باشه، خدا به ما میوه می دهد. البته که ما ندیدیم تا حالا، چون فقط در عالم هذا بودیم و فکر می کنیم عالم هستی فقط همین است.در حالی که یک عالم دیگر هم هست، یک نرم افزار های دیگری هم خدا دارد و خدا به برخی از انسان ها بر اساس آن نرم افزار روزی می دهد.خب همین که ما این را متوجه می شویم اشتیاق پیدا می کنیم که چطوری می شود به نرم افزار دوم رسید؟ چطوری می شود بر اساس مناسبت های عالم غیر حساب روزی بگیریم نه مناسبت های عالم حساب؟چون مناسبت های عالم حساب خیلی طول می کشد، فرآیندی است، خستگی دارد، رنج دارد، آفت دارد و ممکن است من به نتیجه نرسم اما مناسب های عالم حساب این سختی ها و فرآیندها را ندارد.»

*چگونه حضرت زکریا در 120سالگی از همسر عقیمش، صاحب فرزند شد؟

خُب،حالا چطور می شود به عالم غَیر حساب وارد شد؟حجت الاسلام ابراهیمی توضیح سکانس سوم از ماجرای حضرت عیسی را پیش نیاز پاسخ به این سوال بیان کرد:«حضرت زکریا علیه السلام در همین سن صد وبیست سالگی و در حال انجام همین گفتگو ها با حضرت مریم یک مشکل بزرگ دارد، اینکه همسرش عقیم است و هنوز هیچ فرزندی ندارد.خب الان حضرت زکریا تا الان با اینکه پیغمبر است و موحّد است اما هنوز رتبه اش به عالم غیر حساب نرسیده است،ایرادی هم ندارد، حالا قرار است به واسطه حضرت مریم به این توجه و مرتبه برسد. او در این عالم حساب که تا الان بوده امکان بچه دار شدن برایش نبوده و نیست.چون اسباب و شرایطش نیست، مثلا یکی اینکه صدو بیست سالش هست، دیگر اینکه همسرش هم طبق آیات قرآن عقیم مادر زاد است و خلاصه هر دلیل دیگری که ممکن است وجود داشته باشد که ایشان نتواند بچه دار شود. اما این عواملی که نمی گذارد ایشان بچه دار شود همه اش در عالم حساب هست.

حالا حضرت زکریا با این جمله حضرت مریم و همان بحث نرم افزار هُو توجه پیدا کرد به عالم غَیر حساب،یعنی همان عالمی که عده ای در آنجا دائما بدون اسباب و مسبّبات روزی می گیرند( یَرزقُ ). بر اساس چه نرم افرازی و به چه صورتی؟ بر اساس نرم افزار غَیر حساب.همین که متوجه شد حالا حضرت زکریا مشتاق می شود و می گوید خب من طبق نرم افزار و الگوریتم هذا نمی توانم بچه دار شوم اما طبق نرم افزار عالم غَیر حساب می توانم بچه دار شوم حتی اگر صدو بیست سالم هم باشد و همسرم هم عقیم باشد، چون آنجا خدا بدون اسباب و مسبّبات لازم روزی می دهد.

پس تا اینجا حضرت زکریا مطمئن شده که بر اساس منطق عالم غَیر حساب می توانند بچه دار شوند. خب حالا سوال این است که حضرت زکریا چطور به عالم غَیر حساب ورود پیدا کند؟ پاسخ این سوال در آیه ۳۸ آل عمران آمده است.هُنا لِکَ دَعا زَکَریّا رَبَّه، یعنی اینجا بود و در چنین فضای معرفتی بود که حضرت زکریا دعا کرد. نکته درخشان مشخص شد و آن اینکه حضرت زکریا کاری که برای ورود به عالم غَیر حساب انجام داد این بود که دعا کرد. پس دعا مَرکب ورود انسان به عالم غَیر حساب است.خدا از عالم غیر حساب چطور به بندگانش روزی می دهد؟ با دعا .حالا جالب این است که بدانید خود مادر حضرت مریم، یعنی همان مادر بزرگ موحد حضرت عیسی هم مادرزادی عقیم بود و بچه دار نمی شد، اما چی شد بچه دار شد؟ چون دعا کرد.البته چگونه دعا کردن خودش دانش و علمی است که باید یاد بگیریم.پس مادر حضرت مریم با دعا به حضرت مریم رسیده و حالا حضرت زکریا با دعا در سن صد و بیست سالگی به حضرت یحیی می رسد.

*مدل دعا کردن حضرت زکریا برای ورود به عالم غَیر حساب

اهل دعا، خوب بلدند چگونه دعا کردن را.حجت الاسلام ابراهیمی ادامه داد:«حالا دقت کنید در جملاتی که حضرت زکریا در آیه ۳۸ آل عمران، برای دعا به کار می برد.این خودش یک مدل است برای دعا کردن.می گوید: رَبِّ هَب لی مِن لَدُنکَ ذِریَّه طَیِّبَه اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاء. اینجا جالب است که حضرت زکریا دوباره به سمیع بودن خدا توجه می دهد.در آیه ۳۵ هم مادر حضرت مریم وقتی می خواست دعا کندبرای فرزندش به سمیع بودن خدا توجه می داد.در آیه ۳۴ هم خداوند می فرماید:"ذُریّهً بَعضُها مِن بَعض وَاللهُ سَمیع علیم". یعنی یکی از اسماء و صفاتی که در بحث ذریه سازی انسان مهم است سمیع بودن خداوند است.حالا یکبار سمیع علیم است که مادر حضرت مریم به کار برد،و یکبار هم سمیع الدعاء که حضرت زکریا به کار برد.البته سمیع الدعاء لطیف تر است، چون می خواهد بگوید خدایا من با مرکب دعا آمده ام تا تو بشنوی.»

*سکانس آخر؛ عالم کُن فَیَکون

برای اینکه بحث طولانی تر نشود، پَرشی در آیات انجام شد و رسیدیم به سکانس مربوط به آیه ۴۷. حجت الاسلام ابراهیمی ادامه داد:«در این آیه دوباره برای حضرت مریم بر اساس عالم غیر حساب( همان عالمی که گفتیم اسباب و مسبّبات و فرایندها نیست) اتفاق مهمی می افتد و آن اینکه بدون اینکه حضرت مریم ازدواج کنند خداوند به او وعده می دهد که تو دارای فرزندی می شوی با فلان خصوصیت ها.حالا حضرت مریم می‌گوید چطور ممکن است وقتی که هیچ مردی به من نزدیک نشده است و ازدواج نکرده ام؟ از اینجا معلوم می شود خود عالم غیر حساب هم مراتبی دارد و حضرت مریم هم فقط تا یکسری از مراتب عالم حساب جلو رفته و یکسری مراتب دیگری هست که ایشان هنوز به آن ها نرسیده و حالا قرار است برسد.در واقع اینجا خود خدا به حضرت مریم این مراتب را یاد می دهد و می گوید:" کذلِکِ اللهُ یخلُقُ ما یَشاءُ اِذا قَضی اَمراً فَانّمایَقولُ لَهُ کُن فَیَکون". یعنی خدا هر آنچه بخواهد می آفریند،چون مشیّت او به چیزی قرار بگیرد به محض اینکه بگوید موجود باش،همان دم موجود می شود.بنابراین یک مرتبه ای از عالم حساب هم هست که به آن می گویند عالم کُن فَیَکون.اگر بخواهیم یک نمونه از عالم کن فیکون خروجی بگوییم می شود حضرت عیسی.

در واقع حضرت عیسی خروجی یک عالم با دو مرتبه است.خروجی عالم غیر حساب است،چون مادر ایشان بر اساس عالم غیر حساب و بادعای مادر بزرگش که عقیم بود به دنیا آمد.خود حضرت عیسی هم بر اساس عالم غیر حساب به دنیا آمده بود.چون حضرت مریم به جایگاهی رسیده بود که به او می گویند تو می توانی از عالم کُن فَیَکون بچه دار شوی.این ها همه مراتب دعاست.یعنی دعا مَرکبی است که انسان را تا درجات بالای عالم غیر حساب می تواند جلو ببرد، یعنی تا عالمی که عالم کُن فَیَکُون است.»

*شک نکن که دعا تورا تا عالم غَیر حساب بالا می برد
و بالاخره قُلّه بحث این گونه بیان شد:«حالا از تکرار دعاها و دعاهای متفاوتی که در این ماجرا اتفاق می افتد می گذریم و می رسیم به آیه ۶۰ که می گوید؛ اَلحَقُّ مِن رَبِّکَ فَلا تَکُن مِنَ المُمتَرین. در این جا کلمه اَلحقُّ یعنی خصوصیت های عالم دعا،خصوصیت های عالم غیر حساب، عالم هُوَ.می گوید شک نکن که عالم دیگری هست که عالم حق هست، اصلا باطل به آن راه ندارد.خب در عالم حساب باطل راه دارد، مثلا ممکن است آفت ها نگذارند میوه به دست من برسد، و خلاصه آفت ها، موانع و بلاها ممکن است در عالم حساب برای من بازدارنده باشند چون باطل در این عالم حساب راه دارد.اما در عالم غیر حساب باطل راه ندارد و همه اش حق است. لذا در آیه ۶۰ می گوید شک نکن به عالم غیر حساب.وقتی می خواهی دعا کنی شک نداشته باش.دعا تورا می برد بالا در عالم غیر حساب.»

* آیه مباهله

حالا می رسیم به نتیجه بحث یعنی آیه ۶۱ سوره آل عمران و بحث مباهله.خدا می گوید می خواهید یک نمونه از دسترسی به عالم غیر حساب را برایتان بگویم که اگر این ها دعا می کردند چطوری من در دنیا کُن فَیَکون می کردم.می گوید آل عمران را گفتم،حالا بیا آل رسول را بگویم. پنج نفری که دسترسی تمام عالم را به آنها داده ام و اگر این ها دعا کنند سلسله همه شما برچیده است.آیه ۶۱ آل عمران نشان می دهد که خداوند به همه این پنج نفر بزرگوار دسترسی به عالم غیر حساب و عالم کُن فَیَکُون را داده است و البته این ها هیچ کدام با وجود اینکه دسترسی داشتند نفرین نکردند.

*اُدکلن دعا؛دسترسی به عالم غَیر حساب با دعا امکان پذیر است

حرف های حجت الاسلام ابراهیمی که تمام شد انگار دلم می خواست عصاره توضیحات قرآنی اش را بگیرم و اسمش را بگذارم« اُدکلن دعا»، بعد هر وقت زندگی می خواست کسی را شکست بدهد در شیشه اش را باز کنم تا نفسی عمیق بکشد و حالش جا بیاید. عصاره ای از جنس این جملات:« بنابراین دعا در زندگی انسان جایگاه ویژه و درخشانی دارد. دعا مَرکبی است که انسان را از عالم حساب به عالم غَیر حساب بالا می‌برد و دسترسی به عالم غَیر حساب و بدون اسباب و مسبّبات، با دعا امکان پذیر می شود. در عالم غَیر حساب همه چیز امکان دارد،همه چیز.»

پایان پیام/

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *